



شیما دوستت دارم | |
|
زني مي رفت مردي او را ديد و دنبال او روان شد زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ مرد گفت: برتو عاشق شده ام . زن گفت : برمن چه عاشق شده اي خواهر من از من خوب تر است و از پس من مي آيد برو و بر اوعاشق شو . مرد از آنجا برگشت و زني بد صورت ديد بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ زن گفت : تو راست نگفتي اگر عاشق من بودي پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت.
¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در جمعه 27 ارديبهشت 1387 ساعت 07:12
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان مطلب قبل | مطلب بعد |
امروز: شنبه 2 آذر 1387 نظرات عاشقان: 410 دلنوشته ها: 279 بازديدعاشقان امروز: 27 بازديدعاشقان ديروز: 113 کل عاشقان: 46022 |
Powered By Anzali Blog