



شیما دوستت دارم | |
|
اگرچه من هنوز به یادش ردپام رو جای ردپاش میزارم من خاک تنها و حقیرم که همه گام بر چشمانم میگذارناشک باریدن ندارم اما همه بر تن شکسته من میبارن قلبم محکوم به تنها شدنه که کار من شده اشک شمردندر خلوت سرا غم نشستم که سهم من شده تنها مردن ای خدا اومدم برای تو از دلی بگم که از خنده پریشونهمیخام از پریشونی بگم که دلم دیگه آخر نامه زنده نمونه ای خدا از نامهربونی ها گریه هام عادتت شده میدونمدوسم داری اما یه کاری کن که برم و دیگه اینجا نمونم اگر گناهی کردم عذابم بده که جز عاشقی گناهی نکردمشب با دیدن ستاره دیگه حتی به آسمون نگاهی نکردم گوش به دل حرفام بده که میخام از درد دل غریبم بگماز چشمک اون ستاره آسمون شب که داده فریبم بگم بشنو خدا که درون دل کوچکم به بزرگی دنیا غصه دارم اگه فریاد نمیزنم میخام با سکوت مرهم رو دردم بزارم میگن اگه تنهایی بخند چون خدا رو داری و خدا تنهاستاما من میگم فریاد نزن عاشق که دلم از دنیا جداست بعد از اون زنده بودنم هیچ فرقی دیگه با مردن ندارهتن خسته من مرده چون دیگه دلی برای سپردن نداره خدا خدا میکنم باز پیشم بیایی که بدجور این دلم شکستهبا تو قده یه عالم حرفای نگفتنی تویه این سینه نشسته من از صدای گریه شب تا صبح سحر به تنهایی رسیدمدر این زندگی نبود فصل فصل بهار رو بیوفایی کشیدم در خلوت خاموشم هیچکسی نخواهد فهمید که چرا دلگیرماگر از کوی شب میروم در بغض چشای ابر چرا اسیرم بعد از مرگم نیز کسی نخواهد دانست که من چرا غریبماز رسم بی رسم زمونه و روزگار چرا زخم خورده فریبم
¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در يكشنبه 29 ارديبهشت 1387 ساعت 08:22
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان مطلب قبل | مطلب بعد |
امروز: شنبه 2 آذر 1387 نظرات عاشقان: 410 دلنوشته ها: 279 بازديدعاشقان امروز: 23 بازديدعاشقان ديروز: 113 کل عاشقان: 46018 |
Powered By Anzali Blog