شیما دوستت دارم

شیما دوستت دارم

سنگ قبر من

وقتی مردم روی قبرم ننویسید

  نه شعری نه شعاری

 ننویسید که بودم ازچه تباری

 وقتی مردم آخرین نقطه راهه  

نمی خواهد سنگ روی قبرم بگذارید

 وقتی هر اومدنی رفتنی داره 

نمی خواد گل روی قبرم بکارید 

خیلی وقتا پیش از این مرده بودم 

عمری دل مرده به سر برده بودم 

بدونه سنگ بدون نام و نشون

چوب این زندگی رو خرده بودم

 وقتی مردم روی قبرم ننویسید که بودم 


¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در جمعه 14 تير 1387 ساعت 11:16
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (2)


باز هم قلبی به پایم اوفتاد



¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در جمعه 14 تير 1387 ساعت 10:48
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)


بارانی
اشک های جعلی

 

اشک هایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل می کردم

خاطرم امد

شاید دلتنگ خنده هایم باشی

ببخش اگر این روز ها عشق با گریستن اثبات می شود



¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در جمعه 14 تير 1387 ساعت 10:43
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)


عشق نااااب
سلام

اینبار موضوع عکسا یه خورده فرق داره

دیگه فقط بوسه نیست

عشقه

عشقی که توی تک تک عکسا به چشم می خوره

یه نگاه بکنین

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

 

بقيه در ادمه مطلب


   ادامه مطلب...

¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در شنبه 18 خرداد 1387 ساعت 01:09
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (2)


پسر فقیر و دختر نجیب

 هر روز پسرکی فقیر                                

                  برای سیر کردن قلبش                                                               

 سر کوچه ای .......                                                                                          

به گدایی می نشست.                                                                                

 صدقه ای می انداخت .                                                             

 در کاسه چشمانش....                                                     

 برای رفع هفتاد بلا

و دختری نجیب

eshg-pak.blogfa


¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در چهارشنبه 15 خرداد 1387 ساعت 09:40
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (4)


آدرس وبلاگ دیگری من

 

www.koochooloo.33ir.com

آدرس وبلاگ جدید من . حتما به این وباگ من هم سر بزنید



¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در سه شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 01:20
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (2)


من و شیما


¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در سه شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 12:40
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)


عکسهای متحرک برای شیما خانمم

 
   ادامه مطلب...

¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 01:11
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (4)


راس ساعت ستاره

راس ساعت ستاره

چشم های خستم رو به در به انتظار کشیدن

تموم وجودم انگار اسم تو رو فریاد می زنه

صدای تپش قلبم رو از اسم تو پر می کنم

جاری میشه از تو  واژه هام  تو تموم رگهای تنم

خوب میدونم که میای دوباره راس ساعت ستاره

منو همرات می بری اونور ابرای پاره پاره

با تو تموم دنیای من پر میشه از شادی و شور

تویی تویی تو اون ستاره صمیمی و گرم پر غرور

چشم های من تو انتظارت رو به آسمونه تیره مونده

یه عمره تو تب و تاب تو ثانیه ها رو می شمارم

بیا که تا تویی نازنین ستاره ی شب های تارم

خوب میدونم که میای دوباره راس ساعت ستاره

منو همرات می بری اونور ابرای پاره پاره

برای شیما خانمم



¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در پنجشنبه 9 خرداد 1387 ساعت 11:45
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)


الهي


خدا رو میخوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدا رو میخوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

 خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت

خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت

 خدا رو میخوام نه واسه خودم که باشم یا برم

خدا رو میخوام  واسه روزهای تلخ آخرم

 خدا رو میخوام نه واسه سکه و سکو یا مقام

خدا رو میخوام که فقط تو رو نگه داره برام

 خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودنو یادم داده

 خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره

خدا رو دوست دارم چون عاشقو تنها نمیذاره

 خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه

خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند میزنه 

خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم

خدا رو دوست دارم  که میدو نه ما عاشق همیم

خد اپشت و پناهت شيما خانم


¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در چهارشنبه 8 خرداد 1387 ساعت 10:58
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (1)


دل گرفته

  نمیدونم تا حالا حس کردین که دلتون گریه میخواد، دلتون یه فریاد از ته دل میخواد، ولی نمیدونین چرا؟
من دقیقا تو همین وضعیت گیر کردم.
دلم از دنیا و هر چیزی که داره گرفته... از همشون متنفرم...
همش خودمو تصور میکنم که بالای یه کوه ایستادمو دارم از ته دل فریاد میکشم. بعدم خودمو از اون بالا پرت میکنم پایین... وای! چقدر دلم میخواست که جرئت این کار رو دارم.
کاش حداقل یکی پیدا میشد که به درد دلم گوش کنه... فقط گوش کنه و هیچی نگه...
کاش یکی پیدا میشد که سرم رو بذارم روی شونه هاشو فقط و فقط گریه کنم...

خیلی دردناکه که احساس کنی تنهای تنهایی ...
هر کسی که از راه میرسه بدون توجه به ناراحت بودنم هر جور که دوست داره با من رفتار میکنه...
و من باید مثل همیشه خودمو قوی نشون بدم و برای همه یه سنگ صبور باشم...
نمیدونین که چقدر سخته همه توقع داشته باشن تو همیشه بخندی و حق ناراحت بودن رو نداشته باشی

ليک آن دريا کوير است

چرا بلبل همیشه نغمه خوان است
چرا بر برگ شبنم می نشیند
چرا آلاله های باغ سرخند

چرا بر روی گل غم می نشیند
چرا باران همیشه قطره قطره ست
چرا در خانه ها دریا نداریم
چرا در باغچه یا توی گلدان
گلی یا برگی از رویا نداریم
چرا پروانه ها معنای عشقند
چرا جغدان همیشه اشکبارند
چرا مردم همانند کبوتر
درون خانه ها جغدی ندارند
چرا در هر کتابی آسمان ها
همیشه آبی و خوشرنگ هستند
چرا هیچ آسمانی رنگ غم نیست
چرا مردم خدا را می پرستند
چرا ما عاشق باد صباییم
چرا یک بار با طوفان نباشیم
چرا در هر زمان در فکر دریا
چرا یکبار با باران نباشیم
چرا گلزار ها شاداب و سبزند
چرا قلب بیابان لالهگون است
چرا دستان برکه پک و نیلی است
چرا چشم شقایق رنگ خونست
چرا لبهای مردم نیمه خشک است
چرا لبخند در آن جا ندارد
چرا توی قفس هامان قناری ست
چرا هیچ آدمی درنا ندارد
چرا بالا تر از احساس عشقست
چرا تصویر از اینه پیداست
چرا نیلوفران پیک بهارند
چرا احساس در دل ها شکوفاست
اگر چه این بیان آرزو بود
ولی آخر چرا زیبا نباشیم
چرا یک بار چون بال پرستو
چرا یک بار چون دریا نباشیم
 

دوستت دارم    www.orchid.blogfa.com


¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در چهارشنبه 8 خرداد 1387 ساعت 10:22
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)


فقط برای شیما خانم

   
 

~~~به کدامین جرم حکم صبر برایم صادر شد

جرم من عشق  بود...~~~
  



¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در شنبه 4 خرداد 1387 ساعت 10:37
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (3)


اما سکوتم پر از حرف های نگفته است

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است

 بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است

 بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست  

او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است...


¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در شنبه 4 خرداد 1387 ساعت 10:26
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (1)


اشک سرد
من چه ساده ام ! و از صداقت سرشار...!

 

    اما ...

    دنیا پر از ریا و دروغ ! ومرا نیز اینگونه میخواهد ...

    امروز بر سادگی خود گریستم ... ویا نه ... خندیدم ...!

    وقتی دیدم چه راحت به اتهام ساده دل‌‌‌‌‌ دیگری را رنجاندم ...

    آیا گناه از من بود که بی ریا بودم ؟ ... یا نه ...!

    یا گناه از نگاه دیگران است که مرا ریا کار میخواهند ...

    چگونه تاب آوردم این نگاههای سنگین را ...

    میگریزم وخودرا تنها می یابم . در تنهایی غرق سکوت میشوم ...

    سکوتی سنگین که راه فریاد را بر من می بندد ...

   وچه زجرآورست فریادی که در درون سینه ام حبس شده است ...

               



¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در چهارشنبه 1 خرداد 1387 ساعت 07:56
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (3)


آرزو

چقدر سخته...

تو چشمای کسی که تمام عشقتو ازت دزدید و بجاش

یه زخم کهنه و همیشگی هدیه داد زل بزنی و بجای اینکه

 لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری

چقدرسخته...

 دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه

بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده

 چقدر سخته...

 ساعتها تو خیالت باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش

هیچی بجز سلام نتونی بهش بگی

چقدر سخته...

وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما

مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری

 چقدر سخته...

 گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت

بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی

گل من باغچه ی نو مبارک...



¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در چهارشنبه 1 خرداد 1387 ساعت 07:52
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)


آخرین گناه

 آخرين و بزرگترين اتهام

خداوند به چه حقي عشق را آفريد تا جوانان امروز اينچنين

 هرزه و کثيف شوند....

 وکيل همه تلاش خود را کرد تا آخرين دفاع را

از خداوند بکند و گفت خداوند عشق را آفريد تا نگهبان نوع

 بشر باشد ...

خداوند عشق را آفريد تا دختر و پسر بدور از همه چيز

و همه جا دل به هم ببندند تا به ابديت بپيوندند


و حال مشکل شماست که نمي توانيد خوشي اين جوانان را

 ببيند و نمي گذاريد تا با عشقشان خلوت کنند


و شما کثيف تر از حيوانان هستيد که با خلوت عاشقان هم

 کار داريد ...

 صداي تير خلاص به ذهن مرد ژنده پوش عاشق  که افتخارش

 وکالت عشق بود رسید  و مرد ژنده پوش کشته راه عشقی شد

 که مرگ در آن جائي ندارد...

 

من آی لاوی یو تو



¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در چهارشنبه 1 خرداد 1387 ساعت 07:46
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)


کیه که حرفمو بفهمه!!!!

کیه که بفهمه من چی میگم!!!

من یه چیزی میگم اون یه چیزه دیگه جوابم میده!!!!

من واقا دیگه نمیتونم چیزی بگم!!!

شاید این عکس تو وبم بتونه منظورمو برسونه!!!!

کیه که بفهمه من چی میگم!!!



¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در چهارشنبه 1 خرداد 1387 ساعت 07:38
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)


ایام فاطمیه

 

یا فاطمه بنت نبی، ای همدل و جان علی
ای تاج نور دنیا؛ یا زهرا
یا فاطمه سر خدا، ای گوهر تاج وفا
ای باشکوه ای والا؛ یا زهرا
ای دخت گل!ای یاسمین! ای اسوه ی زن در زمین
ای آسمان از تو متین ، ای اسمان از تو متین
با فاطمه بنت نبی، عشق محمد با علی
غیرت حسین از شیر جان تو نوشید
شیر خدا تا پای جان بهر تو کوشید
شمع تو از شیران حق پروانه ها ساخت
از زینب زهرا نشان افسانه ها ساخت
مریم گل ارای مسیح چون ژاله ی تو
باغ نجابت خرم از الاله ی تو
ام ابیها ام نور ای بی نهایت
ای مظهر شور و شرف شرم و شفاعت
حسن برای عشق دین مهر تو افروخت
حسین برای حفظ دین قهر از تو اموخت
یا فاطمه یا فاطمه ، یا طاهره مطهره
ای تو صدیقه، زکیه، ام ابیها  زهرا

یا زهرا (س)



¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در چهارشنبه 1 خرداد 1387 ساعت 12:27
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)


شهر من
قدم زنان سوي شهري بي نام ، سوي دياري از جنس غربت ، از جنس باران  ، سوي شهري كه فقط نام شهر روي آن باشد و من با شم و بازخودم و تنهايي ، شهري كه در خيالم ساخته ام شهر عاطفه هاست ، پر از خيابان هاي تنهايي ، آري از بي وفايي و بدون ساختمان هاي جدايي ، شهر من هميشه خلوت است و پر از سكوت و عاشقانه هاي رو به فردايي ، درست است كه احساسي كه دارم فقط تو خواب و خيال است ، ولي همين خيال هم بهتر از تصور كشوري پر از شهرهاي جدايي و ديارهاي   بي وفايي است، ديگر حتي محله ها و كوچه هاي عاشقي هم روي نقشه ي شهرهايش برق نمي زند ، همه ي پلاكهايش سرخ بي وفايي شده اند ، شهري كه من ساخته ام پلاكهايش سبز بي قراريست ، در خيابان تنهاييش سر چهارراه رفاقت هرگز چراغ سرخ جدايي روشن نمي شود ، هميشه سبز رسيدن است و با وفاييست .شهر من شهر عاطفه هاست ، شهري پر از خيال هاي ناب ، پرواز خاطره هاست شهر من تو در خواب من باش و من در كابوس رويايت .آخر عمر سر بر خاكت گذارم ، نقاشي پاياني ام را سبز زنم بر هوايت . خداحافظ شهر من           خداحافظ خواب من

                                   خداحافظ .

شهر من شهر عاطفه هاست


¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در سه شنبه 31 ارديبهشت 1387 ساعت 06:55
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (3)


دوستم داشته باش

 

سكوت و نگاه را

با هم يكي ميكنم

فرياد مي شود بي صدا

ميشنوي؟!

فرياد بي صدا را

فريادي كه با تمام سكوتش

فقط يه چيز مي گويد :

دوستت دارم

دوستم داشته باش

 



¤ نوشته شده توسط پسرک تنها و دلشکسته در دوشنبه 30 ارديبهشت 1387 ساعت 12:54
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (2)


صفحه 3 از 14
صفحه قبل | صفحه بعد

آفلاين


خانه وبلاگ
بايگانی شده ها
آلبوم عکس
تماس با من
درباره من
دوستان
اضافه به علاقه مندی ها
صفحه خانگی شود

موضوعات

آخرين ارسالها
- SHIMA
- دعوت به همکاری وبلاگ
- رفتن به خدمت سربازی
- معرفی سایت
- شیما کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نويسندگان
- عيسي انصاریان

لينکستان
- آدرس جدید وبلاگ
- آهنگ وبلاگ
- زیبا
- دانلود آهنگ
- نفس بریده
- فیلتر شکن
- من و تو
- گل شب بو
- چشم به راه
- هئيت لثارات الحسین
- ویلای عشق
- آهنگهای فلش
- کد آهنگ . قالب
- کلیپ موبایل
- بزرگترین وبلاگ عاشقانه
- عشق یخ زده
- مهري عشق سعيد
- پاییزان
- گروه دل نویسان ایرونی
- شهر من انزلی
- انزلی بلاگ
- ملوانیها
- فروشگاه آنلاين
- شرکت ایرانیان پیشگام

دوستان

ياهو

pesarake_sheytoone_l00s

خبرنامه
برای عضويت در خبرنامه لطفا" ايميل خود را وارد کنيد:


جستجو


آماروبلاگ
امروز: جمعه 1 آذر 1387
نظرات عاشقان: 410
دلنوشته ها: 279
بازديدعاشقان امروز: 105
بازديدعاشقان ديروز: 134
کل عاشقان: 45987


Powered By Anzali Blog